تاریخ : 23. خرداد 1397 - 9:29   |   کد مطلب: 2069
گزارشی از سنگ اندازی تامین اجتماعی برای بیمه قالیبافان
وقتی به نام قانون بی قانونی می شود
متأسفانه تأمین اجتماعی ادعا می‌کند که دولت سهم 20 درصد خود را پرداخت نکرده است و هزینه پرداخت شده از سوی دولت کفاف همه بیمه‌شدگان را نمی‌کند، نهایتا تأمین اجتماعی به لطایف‌الحیل بیمه بافندگان را قطع می‌کند و کارمندان خود را تحت فشار قرار داده تا بازدیدهای ماهیانه از کار بیمه‌شدگان داشته باشند و در صورت نبود دارقالی بیمه آن‌ها را قطع کنند

به گزارش مهر مشرق ، قالیبافی، هنری که عشق می‌طلبد و پشتکار که اگر این دو را در کنار هم داشته باشی با دستان توانمندت گره‌هایی را بر تار و پود آن می‌زنی که چشم هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند، گره‌هایی که تمام وجودت در آن سهیم‌اند.

خطه‌ای کویری و گرم و خشک، اما دل مردمانش به وسعت دریاست. اینجا بیرجند است مرکز استان خراسان جنوبی که یکی از نمادهای افتخارآفرینش را به صنعت فرش اختصاص داده است. آری از هنری سخن می‌گویم که قدمتی 600 ساله در استان ما دارد و سالیان بسیار دوری است که زن و مرد هنرمند این خطه از کشورمان را به خود مشغول ساخته است. زن و مردی که از 5 یا 6 سالگی در پای دارهای قالی قرار گرفته‌اند و تمام عشق و وجودشان را در قالب تار و پود فرش به نمایش گذاشته‌اند و چه بسیار خاطرات خوشی را در کنار هم به همراه این هنر گرانقدر و با ارزش رقم زده‌اند و این هنر را نسل به نسل به فرزندان خود انتقال داده‌اند، هنری که شاید تا چند سال پیش منبع درآمد بسیاری از مردم روستاهای خراسان جنوبی بود، اما طی چند سال اخیر دست روزگار آن را از ایشان دریغ کرده و گره‌ای از کار بافندگان باز نمی‌کند تا حدی که جای آن همه عشق را درد و رنج فرا گرفته است و گویا هیچ گوش شنوایی نیست تا آوای آوازهای بلند هنر قالیبافی را بشنود.

نمی‌دانی چه صفایی دارد وقتی پای دار قالی بنشینی و با صوت زیبای کنار دستی‌ات نقش‌های زیبا بر آن حک کنی، این را چون خودم درک کرده‌ام می‌گویم و تا خودت اهل این هنر نباشی نمی‌توانی حرف دل آن‌ها را بفهمی. درد دل کسانی که تمام عمر خود را در پای این هنر گذاشته‌اند، اما امروز وقتی پای درد دلشان می‌نشینی اندوهی از غم بر دلشان سنگینی می‌کند و می‌گویند کسی نیست تا درد آن‌ها را بفهمد یا درصدد بازکردن گرهی از مشکلاتشان برآید، و تنها چاره کارشان را این دانسته‌اند که آن را در گوشه‌ای از فراموشی قرار دهند.

***بیمه، دردی که درمان نکرد

پای درد دل یکی از بافندگان قدیمی که می‌نشینی، می‌گوید: « از 6 سالگی شروع به قالیبافی در یکی از گارگاه‌های روستا کردم و بعد از ازدواج در کنار خانواده‌ام این شغل را ادامه دادم به صورتی که تنها منبع درآمدمان همین بافتن فرش بود، تمام فرزندانم هم این هنر را فراگرفتند و همپای ما پای دار قالی نشستند و به این صورت 45 سال از زندگیم را پای دار قالی گذراندم، از وجود آن راضی بودم چون نان حلالی که از آن کسب می‌کردم برایم برکت داشت.»

 وی می‌گوید: « حدود هشت سال پیش فرزندانم خودشان را بیمه کردند، اما خودم به دلیل سن زیادم نتوانستم خودم را بیمه کنم، در عین حال خوشحال بودم که فرزندانم بعد از این همه نشستن پای دار قالی، عاقبتی خواهند داشت، اما حیف و هزاران حیف که آن دلخوشی چند ماهی بیشتر طول نکشید، هر روز سنگی بر سر راهمان قرار می‌دادند، یک روز می‌گفتند که برای سرکشی می‌آییم و اگر دارقالی، در خانه نداشتی بیمه‌ات قطع خواهد شد، یا اگر یک ساعت دیرتر حق بیمه‌ات را واریز کنی، بیمه قطع می‌شود و دیگر هیچ کس جوابگویت نیست چه یک سال حق بیمه پرداخت کرده باشی چه 15 سال، انگار اصلا چنین چیزی وجود نداشته و هر هزینه‌ای هم پرداخت کرده‌ای از جیبت رفته است.»

یکی دیگر از بافندگان فرش که تقریبا 30 سال سن دارد در گفتگو با مهر مشرق می‌گوید: « حدود 20 سال از عمرم را شبانه‌روز پای دار قالی گذرانده‌ام و به همین دلیل چشمانم سویش را از دست داده و از لحاظ جسمانی هم دیگر توان نشستن پای دار را ندارم، چند سال پیش متوجه شدم که بیمه‌ای برای قشر قالیباف در نظر گرفته شده و بعد از پیگیری‌های فراوان، بیمه‌ام درست شد و این امر برایم خوشحال کننده بود، اما این خوشحالی مدت کوتاهی طول کشید و هر روز یک مشکل جدید برایمان درست می‌کنند.» وی ادامه می‌دهد:« وقتی علت را از مسئولین امر جویا می‌شوی، علت را فشار دولت برای قطع بیمه قالیبافان اعلام می کنند، چراکه مبلغ پرداختی بیمه آن کم است، به همین خاطر این موانع را سر راه بیمه‌شدگان قرار می‌دهند تا از این کار منصرف شوند و زیر نظر بیمه آزاد قرار بگیرند.» این بافنده فرش می‌گوید: « نمی‌دانم دیگر باید از چه راهی پیگیر باشم، من که دو سوم عمر خود را پای دار قالی گذرانده‌ام آیا الان حق من این است که به دلیل نداشتن دار قالی در خانه بیمه‌ام قطع شود؟ چه کسی پاسخگوی من است؟»

کمتر از 10 درصد بافندگان بیمه شده‌اند

محمدحسن کامیابی مسک، رئیس اتحادیه فرش استان و کارشناس رسمی فرش در گفتگو با مهرمشرق اظهار داشت: « مشکلات  فرش در استان کم نیست از جمله محدودشدن بازار فرش دست‌باف در دنیا، تحریم‌ها که در مورد همه کالاهای صادراتی اثر داشته و دارد و از طرف دیگر رکود در بازار فرش که بیشترین فشار را بروی تولیدکننده فرش دارد.» رئیس اتحادیه فرش دستباف  استان گفت: « در حال حاضر میزان تولید فرش در استان مازاد بر میزان مصرف است و با توجه به اینکه 60 درصد تولیدات فرش استان صادر می‌شود، حداکثر 5 تا 10 درصد مصرف داخل استان داریم و حدود 30 درصد تولیدات هر سال روی دست تولیدکننده باقی می‌ماند و این انباشته‌شدن فرش باعث می‌شود که میزان عرضه نسبت به تقاضا بیشتر شود و در نتیجه افت قیمت را به دنبال دارد.»

 رئیس اتحادیه فرش استان افزود: « بافندگان فرش دستباف در عین رکود برای کمک به معیشت خانواده مجبور به ادامه این کار هستند و در نهایت مشکلات فراوانی دامنگیرشان بوده و هست.» وی یکی از مشکلات بارزی که امروزه اکثر بافندگان را درگیر خود کرده را بیمه دانست و افزود: « کمتر از 10 درصد بافندگان در استان بیمه شده‌اند، اتحادیه فرش استان مکاتباتی را در این زمینه با استانداری، اداره صنعت و معدن و نمایندگان استان در مجلس داشته که آن‌ها هم تاکنون پیگیری‌های زیادی در رابطه با این امر داشته‌اند تا سهم بیمه بافندگان استان را افزایش دهند که قانون جدیدی هم گذرانده شده، اما هنوز اجرایی نشده است.» کامیابی اظهار داشت: « متأسفانه تأمین اجتماعی ادعا می‌کند که دولت سهم 20 درصد خود را پرداخت نکرده است و هزینه پرداخت شده از سوی دولت کفاف همه بیمه‌شدگان را نمی‌کند، نهایتا تأمین اجتماعی به لطایف‌الحیل بیمه بافندگان را قطع می‌کند و کارمندان خود را تحت فشار قرار داده تا بازدیدهای ماهیانه از کار بیمه‌شدگان داشته باشند و در صورت نبود دارقالی بیمه آن‌ها را قطع کنند.» وی گفت: «این سنگ‌اندازی‌ها مغایر قانون جدیدی است که گذرانده‌اند و در واقع تأمین اجتماعی می‌تواند کنترل سالیانه بر کار افراد داشته باشد و طبق ضوابط خودشان کارشناس بیمه باید در کنار نماینده اتحادیه و نماینده‌ای از اداره صنعت و معدن این کار را به صورت سالیانه انجام دهد که متأسفانه این امر صورت نگرفته و مشکلاتی را برای بیمه‌شدگان به وجود می‌آورند.»

این‌ها تنها گوشه‌ای از مشکلات بافندگان فرش، این هنر با ارزش در خراسان جنوبی است، هنری که اگر به همین روال بگذرد در فردای نه چندان دور تنها خاطره‌ای از آن در ذهن‌ها باقی خواهد ماند. واقعا چه کسی جوابگوی این قشر زحمتکش است، افرادی که سلامتی خود را در این مهم قرار داده‌اند، اما عشق به آن مانع از کنار گذاشتن آن می‌شود، که اگر کسی به دادشان نرسد درد و رنجی جای این عشق را خواهد گرفت که دیگر درمانی برای آن وجود نداشته باشد، رنجی از نوع دلشکستگی که آن را هیچ راه درمانی نیست.

 

انتهای پیام/ 

 

دیدگاه شما

http://ommatevahed.com/