آخرین اخبار

تاریخ : 19. تير 1398 - 20:05   |   کد مطلب: 2201
مهر مشرق گزارش می دهد
سوزنِ شکسته خیاطان
این روزها هر خیابانی را که مشاهده می‌کنیم با تعداد زیادی فروشگاه لباس از مردانه و زنانه گرفته تا بچه‌گانه و لباس مجلس روبرو می‌شویم. ظاهرا دیگر خرید لباس بر اساس نیاز و در دفعات کم انجام نمی‌شود، بلکه هر ماه یا هر هفته به فراخور فصل و مد و امثال اینها تعداد زیادی از مردم برای خرید لباس اقدام می‌کنند.

این روزها هر خیابانی را که مشاهده می‌کنیم با تعداد زیادی فروشگاه لباس از مردانه و زنانه گرفته تا بچه‌گانه و لباس مجلس روبرو می‌شویم. ظاهرا دیگر خرید لباس بر اساس نیاز و در دفعات کم انجام نمی‌شود، بلکه هر ماه یا هر هفته به فراخور فصل و مد و امثال اینها تعداد زیادی از مردم برای خرید لباس اقدام می‌کنند.

 

این مسئله و دلایل دیگری از این دست موجب رونق فروش لباس در کشور شده، اما آنچه که از آن غافل شده‌ایم، این است که اساساً این حجم بالای پارچه و لباس از کجا تأمین و در کجا تولید می‌شود و سهم تولید کنندگان داخلی یا همان کار و سرمایه ایرانی از این بازار پر زرق و برق چقدر است؟

 

برای بررسی این مسئله به چند کارگاه خیاطی و تولیدی لباس در شهر بیرجند رفتم، اولین مکان پاساژ بیرجند است؛ چند کارگاه تولید پوشاک در آن از دور خودنمایی می‌کند، وارد یکی از آن‌ها شدم که چند کارگر پشت چرخ خیاطی مشغول کار بودند، بعد از سلام و احوالپرسی، جویای حال و روز کارشان شدم، یکی از آن‌ها که سنش بیشتر بود، گفت:« 14 سال است که خیاطی می‌کنم اما هر سال دریغ از پارسال! بازار پوشاک داخلی راکد شده به همین خاطر کارفرما حقوق و دستمزد ما را چندان بالا نمی‌برد و ما هم مجبوریم با این شرایط به خاطر خرج خانواده ادامه بدهیم.»

 

دراین لحظه یکی از کارگران همان طور که مشغول بریدن پارچه‌ها بود،سرش را بالا می‌آورد ومی‌گوید:« من اجاره‌نشین هستم و دو شیفت کار می‌کنم، به زور حقوقم به یک میلیون تومان در ماه می‌رسد.» مهدی یکی دیگر از خیاطان از ما می خواهد که حرف هایش را به گوش مسئولان برسانیم. او می گوید:« چرا کارگر باید تاوان قاچاق پارچه و رکود بازار را بدهد؟»

 

گلایه‌های تولیدکنندگان

درد و دل کارگران این کارگاه زیاد است و فرصت کم، وارد یکی از خیابان‌های فرعی شهر می‌شوم، اینجا هم چند کارگاه تولیدی پوشاک فعال است اما محیط کارشان خبر از«سر درون» می دهد. چند کارگر میانسال پشت چرخ خیاطی مشغول کار  هستند، اینجا خبری از افراد جوان نیست.

 

مسؤول این کارگاه که انگار مدت‌ها بود به دنبال کسی می‌گشت تا درددل کند پذيرايمان می‌شود تا از آغاز کارش بگويد، از روند کارآفرينی‌اش و البته از مشکلات بازار کار که اين روزها امانش را بريده‌ است؛ «حدود ده سال است وارد این کار شدم و برای رسیدن به موقعیتی این‌چنینی که برای 20 خانواده کار ایجاد کرده سختی‌های بسیاری را متحمل شدم، اوایل 14 چرخ خیاطی در کارگاه قرار دادم و هر 14 چرخ فعال و حدود 20 نفر در این کارگاه مشغول به کار بودند اما از سال گذشته به دلیل کسادی بازار و بدهی مجبور به تعدیل نیرو شدم و هم‌اکنون تنها هفت نفر در این کارگاه مشغول به کار هستند.»

 

او از عدم همکاری بانک ها برای دریافت تسهیلات و بروزرسانی چرخ های خود گلایه دارد و می گوید: « متأسفانه وقتی برای دریافت تسهیلات به بانک مراجعه می‌کنیم گویا بانک‌ها تمایلی برای همکاری با ما ندارند و هفت خان رستم را پیش پای ما قرار می‌دهند، آنقدر ما را به یکدیگر پاس می‌دهند که از گرفتن تسهیلات منصرف می‌شویم. سال قبل با چک و حتی نسیه می‌توانستیم پارچه و مواد اولیه خود را تهیه کنیم اما حالا فروش همه کالاها به شکل نقدی و آنی است و ما توانایی تهیه آن را نداریم، در نتیجه مجبوریم میزان تولید را کاهش داده که به دنبال آن مسئله تعدیل نیرو و بیکاری کارگران پیش می‌آید.»

 

محسنی با اشاره به تأکیدات رهبری و شعار سال مبنی بر رونق تولید، معتقد است: « اگر مسئولان به فکر تولید و رونق اشتغال هستند باید ما را یاری و لااقل تسهیلاتی با سود اندک در اختیارمان قرار دهند تا شرایط بهبود یابد و کارگرانمان بیکار نشوند.»

 

شغلی سخت اما دوست‌داشتنی!

« این شغل اضطراب‌های خاص خود را دارد، البته استرس در برش زدن و دوخت پارچه‌های گران‌قیمت به‌مراتب بیشتر می‌شود.» این را رمضانی یکی از کارگران باسابقه خیاطی می‌گوید و اضافه می‌کند:« در این شغل باید سخت‌کوش و پرتلاش باشی چراکه تفریح و تعطیلی در آن بسیار اندک است، عشق و علاقه به دوخت یک لباس شیک و مناسب است که افراد را به ادامه کار دلگرم می‌کند.»

 

او خیاطی را از مشاغل سختی میداند که امروزه جوانان تمایل چندانی به اشتغال در آن ندارند و ورود پوشاک بی‌کیفیت و ارزان‌قیمت و مهم‌تر از همه افزایش سرسام‌آور قیمت پارچه را از اصلی‌ترین دلایل کاهش میزان مشتریان و مراجعان به خیاطی عنوان می‌کند.

 

لزوم حمایت دولت از خیاطان

به سراغ یکی دیگر از تولیدکنندگان لباس می روم، او می‌گوید: « ما خیاطان در بلاتکلیفی به سر می‌بریم از یک سو حجم زیادی از پارچه‌های وارداتی را داریم که برخی از نمونه‌های آن کیفیت پایینی دارند و از سوی دیگر پارچه‌های تولید داخل که باکیفیت است، اما قدر زیاد نیست که جوابگوی نیاز بازار باشد.»

 

وی با بیان اینکه در سال‌های اخیر کار تولیدی در خیاطی دچار صدمات فراوانی شده زیرا اکثر افراد جامعه به خرید کالاهای ارزان وارداتی روی آورده‌اند، بیان می‌دارد: « شغل خیاطی اکنون مرده و اعضای آن با کمبود کار مواجه هستند و یا بسیاری از کارگاه‌های تولیدی خیاطی تعطیل‌شده‌اند و یا در آستانه تعطیلی هستند، باید از خیاطی به‌عنوان یک شغل سنتی حمایت شود تا اعضای قدیمی و کهنه‌کار آن ناچار به ترک شغل خود نشوند و زمینه و انگیزه برای ورود جوانان نیز فراهم شود، اگر زمینه‌ای برای تهیه مواد اولیه و ابزار کار همچون چرخ‌خیاطی، نخ و ... ایجاد شود، اعضا می‌توانند در رکود بازار کار بیشتر دوام بیاورند و به ادامه کار دلگرم شوند.»

 

کارگرانی که بیکار شدند

یکی دیگر از کارگران تولیدی پوشاک که حدود 13 سال در یکی از کارگاه‌های تولیدی کار کرده و این روزها از کار بیکار و خانه‌نشین شده است، می‌گوید: « از سال 85 در یک تولیدی لباس به مشغول به کار بودم و از این راه مخارج خانواده را تأمین می‌کردم، متأسفانه از فروردین ماه امسال با تعطیلی کارگاه، من و شش همکار دیگرم در این تولیدی از کار بیکار شدیم.»

 

مرتضوی می‌گوید: « در این کارگاه انواع لباس‌های مجلسی و اداری دوخته می‌شد که با افزایش سرسام‌آور قیمت انواع پارچه و مواد اولیه گران صاحبان این تولیدی توان خرید پارچه و مواد اولیه را نداشته و با کم شدن تولید و سود حاصل از آن تصمیم به جمع کردن کارگاه گرفتند، به دلیل نداشتن سرمایه و البته افزایش چمشگیر قیمت چرخ خیاطی و مواد اولیه توان خرید چرخ خیاطی را ندارم که بتوانم این حرفه را در منزل ادامه دهم، مسئولان باید به این قشر هم توجه و حداقل تسهیلاتی را به صاحبان تولیدی بدهند تا به کمک آن بتوانند هزینه تولید و کارگران را بدهند و ما از کار بیکار نشویم.»

 

یکی دیگر از خیاطان بیرجندی علاوه بر مشکلاتی مانند تهیه مواد اولیه، گرانی پارچه و خرج کار، مشکلاتی مانند مالیات و گرانی بیمه را مطرح می‌کند و می‌گوید: « ما به دنبال وام‌های کم بهره و تسهیلات آسان هستیم، در حال حاضر بانک‌ها با هزاران بهانه و سخت‌گیری وام با بهره 18 درصد در اختیار تولیدکنندگان قرار می‌دهند.»

 

8 کارگاه تولیدی تعطیل شد

علی حصاری رئیس اتحادیه خیاطان بیرجند از فعالیت 438 کارگاه خرد خیاطی در بیرجند خبر میدهد و می گوید: « از این تعداد 85 کارگاه تولیدی سری‌دوز هستند که در سه ماه نخست امسال هشت کارگاه تولیدی در بیرجند تعطیل شده است.»

 

دست آموزش و پرورش در جیب خیاطان!

وی یکی از مهم‌ترین علت تعطیلی و تعدیل نیروی کارگاه‌های تولیدی بیرجند را سیاست نادرست آموزش و پرورش استان عنوان می کند و می گوید: « سال گذشته کارگاه‌های تولیدی شهر، دوخت لباس مدارس را انجام می‌دادند و الان آموزش و پرورش استان طی بخشنامه‌ای به ادارات و مدارس اعلام کرده که با هیچ یک از خیاطان بیرجند قرارداد منعقد نشود!»

 

حصاری با بیان اینکه آموزش و پرورش کار را با معیار و ملاک اخذ حق همیاری به خیاطان می‌دهد، می افزاید: «آموزش و پرورش طبق بخشنامه‌ای اعلام کرده 10 درصد از قیمت تمام شده لباس را جهت کمک به دانش‌آموزان محروم و بی‌بضاعت به ما بدهید و این مهم  یعنی 60 درصد از سود تولیدکننده، آموزش و پرورش گفته در یک دست لباس 80 هزار تومانی مدارس هشت هزار تومان به ما بدهید، ما ریز اقلام تولیدی مانند نخ، پارچه، ملزومات کار،  هزینه‌های جانبی، استهلاک وسایل و ... همه را محاسبه کردم که سود خیاط در این لباس 80 هزار تومانی 15 هزار تومان می‌شود حالا شما قضاوت کنید اگر هشت هزار تومان را به آن‌ها بدهیم چقدر برای دوزنده می‌ماند؟! نیاز آموزش و پرورش حدود 70 تا 80 هزار دست لباس است که طی برآوردی که انجام دادیم این ارگان می‌خواهد نزدیک 800 میلیون تومان از قبل تولیدکننده‌ها به جیب بزند!»

 

وی با اشاره به بر زمین ماندن دوخت لباس در کارگاه‌های تولیدی بیرجند و بلاتکلیفی این موضوع، می گوید: «آموزش و پرورش به دنبال این است که این 10 درصد را به هر روشی اخذ کند و تولیدکننده را تهدید و اعلام کردند در صورت مخالفت کار را به خارج از استان می‌دهیم. طبق درخواست آموزش و پرورش قیمت هر دست لباس را اعلام کرده که هر دست لباس فرم مدارس چند هزار تومان است، متأسفانه این ارگان بهانه آورده که با شما قرارداد نمی‌بندیم و با مشهد قرارداد می‌بندیم زیرا قیمت آن‌ها ارزان‌تر است.»

 

حصاری با بیان اینکه طبق استعلامی که از اتحادیه خیاطان مشهد گرفتیم لباسی که در بیرجند با 75 هزار تومان دوخته می‌شود در مشهد با 85 هزار تومان تولید می‌شود، می افزاید: « مسئولان آموزش و پرورش استان مطرح کردند که تولیدی مشهد با 62 هزار تومان لباس فرم را می‌دوزد، طی تماسی که ما با آن شخص داشتیم بنده به‌هیچ عنوان لباس  این ارگان را کمتر از 85 تا 90 هزار تومان نمی‌دوزم و لباس‌های بنجل سال گذشته را به این قیمت(63 هزار تومان) می‌دهم.»

 

یکه‌تازی آموزش و پرورش استان

وی با اشاره به خروج 70 هزار دست لباس از استان و سنگ‌اندازی‌های آموزش و پرورش، اظهارمی‌دارد: « این نهاد به هر نحوی که می‌تواند می‌خواهد این سرمایه را از استان خارج کند تا به یک منفعتی دست یابد، از 85 کارگاه در آستانه تعطیلی حداقل 400 خانواده ارتزاق می‌کنند که حداقل 250 خانواده زنان بدسرپرست و بی‌سرپرست و محروم هستند که عملا با این اقدام این نهاد، بحث تولید استان فلج می‌شود.»

 

تسهیلاتی که دردی را دوا نمی‌کند

رئیس اتحادیه خیاطان بیرجند با بیان اینکه تسهیلات ارزان قیمت به دست تولیدکننده نمی‌رسد و تسهیلات رونق تولید در سامانه 10 میلیون تا 100 میلیون است که طی مراجعه‌ای که تولیدکنندگان به بانک‌های عامل داشتند اعلام شده تسهیلات 18 درصد با بازپرداخت یک ساله، می گوید:« جای بسی تأمل دارد که تسهیلات 18درصدی چه دردی از تولید دوا می کند؟ ما را ممنون خود می‌کنند که تسهیلات می‌دهند؟ این چه شیوه حمایت از رونق تولید است؟»

 

حصاری عدم حمایت ادارات و ارگان‌‌ها از صنف خیاطان را از دیگر مشکلات موجود ذکر و بیان می دارد: «بانک‌ها انتظار دارند تا حساب‌هایمان را نزد آن‌ها ببریم، اداره امور مالیاتی هم توقع پرداخت مالیات را دارد این در حالی است که هیچ کدام تولید لباس فرم و کارهایشان را به ما نمی‌دهند، 50 درصد ادارات لباس‌هایشان را به خارج از استان می‌برند، از 100 درصد لبا‌س‌ها، حداکثر 20 درصد داخل استان تولید می‌شود که مهم‌ترین ضعف در این مهم نبود مدیریت قوی است.»

 

حصاری به دردسرهای بیمه‌ای و افزایش حق بیمه اشاره و می گوید:« حقوق کارگر 36 درصد افزایش یافته ولی در کنار این خدمات تأمین اجتماعی فرقی نکرده و 36.5 درصد حق بیمه کارگر افزایش پیدا کرده است، کارفرما باید برای بیمه خود ماهانه بیش از 500 هزار تومان حق بیمه بپردازد که به دلیل عدم توان مالی از بیمه منصرف می‌شود.»

 

تولیدکنندگان، مهم ترین رکن اقتصادی یک استان هستند که اگر پایه هایشان سست شود بدون شک عوارض جبران ناپذیری گریبان گیر جامعه می‌شود و از طرفی هم بیکاری کارگران موجب عارضه‌های خطرناک اجتماعی می‌شود.

 

دیدگاه شما

http://ommatevahed.com/