آخرین اخبار

تاریخ : 18. دى 1398 - 9:02   |   کد مطلب: 2594
کاسبی بازی با احساسات مردم

به گزارش مهر مشرق،یک چاقو ، چراغ خوراک پزی، کاسه ای آب ،آیینه ای کدر و زنگار گرفته ،دختری نوجوان ، کاغذهایی سفید و خودکاری که در دست دارد ابزار کارش است هر روز یک نقطه شهر میتوان اورا  پیدا کرد اما به زحمت .

صف آنهایی که نشسته اند تا برایشان فال بگیرد خیلی طولانی است  و صدایش را درست نمی شنوم گوش هایم را تیز تر می کنم ،  مرد که روی تشکچه نشسته است رو به دختر نوجوان می کند و می گوید: درون آیینه روبرویت چه می بینی ؟ دخترک چشم هایش را ریز می کند و دوباره باز می کند و با تعجب می گوید: 6موکل گرفته اند دو تا از ساری و چهار تا از جنوب .

مرد رو به زن می کند و می گوید: کمر به نابودی زندگی ات بسته اند اقدام کنم ؟زن که حالا انگار اعتمادش جلب شده می گوید: بله  اما مشخص نیست چه کسی اینکار را کرده و چرا می خواهد زندگی ام را نابود کند؟

مرد دوباره به دختر می گوید: کاسه آب را به هم بزن و خوب نگاه کن و دختر همان می کند که مرد دستور داده است و بعد می گوید: مرد قد بلندی است که خواستگارت بوده و او را نپذیرفتی .

زن این بار بیشتر اعتماد می کند و می گوید: می توانید برایم کاری انجام بدهید؟

مرد نگاهی به زن کرده و می گوید: سخت می شود کاری انجام داد هزینه دارد، اما تلاش می کنم و چاقو را روی شعله چراغ خوراک پزی می گیرد و بعد فوری از جا  برخاسته و چاقو را دور تا دور زن و اتاق می چرخاند .

مردم حاضر در اتاق پچ پچ می کنند و سری به نشانه تایید کارش تکان می دهند.

مرد دوباره روی تشکچه می نشیند و می گوید: همه جن ها را کشتم اما آن فرد می فهمد که طلسم را شکسته ام و دوباره برایت طلسم می گیرد باید دوباره بیایی اینجا.

زن خوشحال می شود و 5 اسکناس 10هزار تومانی جلوی مرد می گذارد و اتاق را ترک می کند.

هر کف 10هزار تومان

پرسان پرسان خانه اش را پیدا می کنم  حداقل با ید 30پله را بالا بروم تا پشت در خانه اش برسم مسیر پله ها انباشته از خاک و وسایل خانه است و نرده ها انگار سال هاست تمیز نشده اند به در تقه می زنم می گوید: بفرمایید. در را باز می کنم و با خانه ای بسیار کثیف روبرو می شوم .

صدایش را بالا می آورد داخل اتاق هستم بیا اینجا .بعد از سلام روی فرش قرمز اتاق می نشینم .

داخل اتاق که نگاه می کنم دو دختر جوان نشسته اند و او کف دستشان را نگاه می کند و می پرسد:یک ماه پیش غصه بزرگی خورده ای؟ دختر می گوید: بله

دوباره کف دست دختر خیره می شود و به چشم های دختر نگاهی می اندازد و می پرسد: با پدرت برای خواستگاری این پسر به مشکل خورده ای؟ دختر که از تعجب نمی داندچه بگوید نگاهی به دوستش می اندازد و می گوید: بله دیگه چی می بینید؟

لبخند رضایت بر لب های دختر جوان نقش می بندد.

زن با چشم هایی نافذ دوباره کف دست چپش را نگاه می کند و می گوید: به زودی خواستگار خوبی در خانه تان را میزند مشکلاتت حل می شود و تحصیلت  هم تمام می شود و رتبه خوبی خواهی آورد در یک جشنواره .

دختر سر از پا نمی شناسد پلاستیک گوشت گوسفند یک اسکناس ده هزار تومانی جلوی زن می گذارد تشکر کرده و می رود .

نوبت من می شود روبرویش می نشینم کف دستم را جلو می برم می گوید: نگرانی ؟ سرم را به علامت تعجب تکان می دهم .

دوباره نگاه می کند: به زودی ازدواج می کنی با مردی که ثرتمند است .

در دلم به او میخندم من نوزده سال است که ازدواج کرده ام . و ادامه میدهد: با برادرت سر ارثیه پدر بحث و جدال داری؟

برای جلب اعتمادش می گویم بله،  دیگر چه می بینی از آینده بگو

لبخند بر لب هایش می نشیند و در ادامه می گوید: خب ببینم آینده چه می شود تو سه بچه می آوری  باز هم در دل می خندم من  یک بچه دارم .

همسرت مرد خوش اخلاقی خواهد بود و تورا به سفرهای خارج از کشور می برد و همینطور به دروغ هایش ادامه میدهد و من سری به نشانه تایید تکان می دهم.

 از او می پرسم از کجا این چیزها را می دانی می گوید: توی گوشم یه نفر صحبت می کند و اینها را بهم می گوید.

در آخر یک اسکناس 5هزار تومانی  پیش رویش می گذارم اخم درهم می کشد و می گوید: کفی 10هزار تومان می شود و به ناچار 5هزار تومان دیگر هم به او می دهم و از در خانه اش بیرون می آیم.

کل اگر طبیب بودی

مقصد بعدی جایی است که در خانه اش ساعت دعا نویسی و پذیرا بودن مشتری ها را روی کاغذی نوشته است اینجا کوچه ای تنگ و باریک است که ا زهر کسی بپرسی خانه مرد دعا نویس را نشانت می دهد.

خانه ای قدیمی و نمور و کثیف که باید ازحیاط خانه عبور کنی تابه اتاق ته حیاط برسی . جمعیت زیادی توی صف نشسته اند پیرمرد انتهای اتاق روی تشکچه نشسته و هر چند دقیقه یک بار دست به پلاستیک پر از کاغذ برش داده می برد و چیزهایی روی آن می نویسد آرام به زنی که چهره اش را پنهان می کند می گوید: مرد بد زبان است برایش دعا گرفته اند الان دعا را باطل می کنم .

چهار کاغذ بزرگ را خط خطی می کند و برای هر یک دستوری می دهد: این یکی را در اتش بسوزان و دور خانه بچرخان این یکی را وقتی با او صحبت می کنی محکم در دستت فشار بده این یکی را در غذایش بشور و....

همینطور می گوید و نسخه می پیچد .زن دو اسکناس ده هزار تومانی روبرویش قرار می دهد و پیرمرد دستش را زیر پول ها می زند و می گوید: کم است فقط می توانم دو کیلو میوه با این پول بخرم .

زن یک اسکناس ده هزار تومانی دیگر هم روی اسکناس ها قرار می دهد.

از دختر جوانی که خودش را دانشجو معرفی می کند می پرسم آیا دعاهایش تاثیری هم دارد می گوید: گاهی اوقات بله اما گاهی اوقات انگار نه انگار هیچ تاثیری ندارد.

ادامه میدهد: من زیاد به این افراد به خصوص فالگیرها مراجعه می کنم چون فکر می کنم از آینده اطلاع دارند .

اوایل که به فالگیر مراجعه می‌کردم برایم شنیدن حرف‌هایش جالب بود. شنیدن مطالبی از زندگی خودم که از آنها بی‌خبر بودم، برایم هیجان‌انگیز بود. کم‌کم عادت کردم و و مراجعاتم بیشتر شد. البته تجربه مراجعه به چند فالگیر را دارم ولی چند سالی است که مشتری ثابت یکی از آنها شده‌ام.

این خانم که سعی می‌کند فالگیری را جذاب و مهم جلوه دهد، می افزاید: از کسانی که در گذشته  نزدشان می‌رفتم رضایت نداشتم و دروغ تحویلم می‌دادند ولی به خانمی که چند سال است مشتری‌اش هستم اعتماد دارم. وی ادامه داد: من در زندگی شخصی‌ام با همسرم مشکلاتی دارم. یکی از دلایل اصلی مراجعه من به فالگیر همین مشکلات است .

او می گوید: دانستن راجع به اطرافیانم برایم مهم است  و به فال  و دعا وابسته شده‌ام.

با مردی که در حال بیرون آمدن از خانه دعا نویس است هم صحبت می کنم او می گوید: معمولا نوشتن دعا برای رفع گرفتاری ها تاثیر گزار است اما با طلسم و جادو موافق نیستم .

مرد ادامه می دهد : برای بار چندم است که به اینجا مراجعه می کنم و گاهی اوقات تاثیری از دعا نمی بینم اما انگار یک نیروی خارجی دلخوشم می کند که شاید با گرفتن دعا اوضاع زندگی ام روبراه شود .

رد پا در فضای مجازی 

این در حالی است که فالگیرها و دعا نویس ها از فضای حقیقی پا فراتر گذاشته و در فضای مجازی نیز فعالیت گسترده ای دارند .

با یکی از آنها چت می کنم رقم نوشتن طلسم را می پرسم می گوید: 300هزار تومان است و می تواند تخفیف بدهد اما باید اول پول را به کارت او واریز و عکس فیش واریزرا ارسال کنم به دایرکتش .

نگاهی به آنچه به عنوان پست در این فضا قرار داده می اندازم کارهای عجیبی مانند نوشتن حروف  و کشیدن خطوط  بر استخوان حیوانات و دفن آن نیمه شب زیر خاک در قبرستان و طلسم هفت پیکر برای جذب معشوق و بر گرداندن آن توسط خطوطی که روی  صورت عروسکهای قدیمی پلاستیکی کشیده  شده است .

وعده های خوش آب و رنگ

وقتی با دقت به حرف‌های فالگیرها گوش می‌دهیم متوجه می‌شویم آنها حرف‌های نامفهوم و کلی می‌گویند وعده‌های خوش آب و رنگ می‌دهند و از آینده‌ای دلچسب و دلفریب سخن می‌گویند.

فالگیری شغل آسان و پر درآمد از طریق کلاهبرداری است و افرادی که در دام فالگیرها می‌افتند چنان با وعده وعیدهای آنان خودشان را دلگرم کرده‌اند که اصلا فراموش می‌کنند آنها مالباختگانی هستند که جز یک مشت اراجیف کذب چیزی عایدشان نشده است.

ته فنجان قهوه خطوط کج و معوجی نقش بسته و فالگیران ادعا می‌کنند می‌توانند با نگاه کردن به این خطوط شکسته آینده و هر چیزی که در آینده برای افراد اتفاق خواهد افتاد را خبر دهند، در واقع آنها ادعای پیشگویی کرده  و عنوان می‌کنند  سرنوشت شما کف یک فنجان  رقم خورده است.

آنها در ظاهر می‌توانند خبر از آینده داده و خبرهای تلخ و شیرینی را برای افراد ساده لوح بگویند در حالی که اگر این گونه بود و فالگیران می‌توانستند برای زندگی مردم تصمیم‌گیری کرده و اخبار شیرینی از آینده اعلام کنند پس بهتر بود این فالگیرها اول چاره و تدبیری برای زندگی و سرنوشت خود داشته باشند در حالی که فالگیران معمولا خودشان از جمله زنان و مردانی هستند که با انواع ناهنجاری‌های اجتماعی از جمله طلاق و اعتیاد درگیر بوده و خودشان روی خوش زندگی را نمی‌بینند.

کسب و کار حرام

یک کارشناس مذهبی می‌گوید: دعا نوشتن برای سحر و جادو از نظر همه مراجع تقلید حرام بوده و اگر کسی نیز به بهانه سحر و جادو اقدام به دعانویسی کند کسب مال او نیز حرام است.

«حجت‌الاسلام و المسلمین علی اسدی» با بیان اینکه اصل دعانویسی به شرط آن‌ که صد درصد به کار فرد اعتماد لازم داشته باشیم شاید وجود داشته باشد می افزاید: اما این‌طور که این روزها در شهر بیرجند و دیگر نقاط استان مشاهده می‌شود، افرادی اقدام به دعانویسی می‌کنند که کار آن‌ها راه انداختن دکان دستگاهی برای پول جمع‌کردن از مردم است.

به گفته وی  اصل کار دعا نوشتن را نمی‌توان رد کرد،نوشتن دعاهایی که با دلایل معتبر از ائمه معصومین(علیهم‌السلام) نقل شده و اجرت گرفتن در مقابل آن، اشکال ندارد ولی مراجعه به فالگیر‌ها یا دعانویسانی که به صورت‌های مختلف از منابعی که اعتبار شرعی ندارد نقل می‌کنند یا می‌نویسند جایز نیست و پول گرفتن این‌گونه کارها حرام است.

مجازات رمالی

 رمالی و فالگیری از جمله جرایمی است که از ده‌ها سال پیش به وضوح در قوانین کیفری کشور از آن سخن به میان آمده است. البته مجازات آن در طول دوره‌های مختلف با تغییراتی همراه بوده است.

بند 18 ماده 3 آیین‌نامه امور خلافی مصوب سال 1324 می‌گوید: کسانی که رمالی، جفر، تعبیر خواب، کف‌بینی، افسونگری، جادوگری، جن‌گیری، فالگیری، پیش‌گویی، چله‌نشینی، بخت‌گشایی و امثال آنها را وسیله معرکه یا دوره‌گردی قرار دهند یا با باز کردن دکان یا خانه اعمال مزبور را پیشه و وسیله کسل و استفاده خود قرار دهند به حبس از 7 روز تا 10 روز حبس و از 100 تا 200 ریال غرامت محکوم می‌شوند. این قانون منسوخ شده است.

اگر چه رمالی، جادوگری و سرکتاب باز کردن در قانون فعلی جرم محسوب نمی‌شود اما با استفاده از قانون تشدید مجازات مرتکبان اختلاس، ارتشا و کلاهبرداری با این افراد می‌توان به عنوان کلاهبردار برخورد کرد. قضات دادگاه‌های کیفری معمولا افراد متهم به رمالی و فالگیری را با استفاده از قوانین مربوط به کلاهبرداری و تحصیل مال نامشروع مجازات می‌کنند.

یکی از جرایم رمالی عبارت است از تحصیل مال نامشروع. قضات دادگاه‌های کیفری گاهی اوقات  با استناد به ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبان اختلاس، ارتشا و کلاهبرداری که در مورد تحصیل مال به طریق نامشروع است، رمالان و فالگیران را مجازات می‌کنند.

این ماده مقرر می‌کند: هر کس بطور کلی مالی یا وجهی تحصیل کند که طریق تحصیل آن فاقد مشروعیت قانونی بوده است، مجرم محسوب می‌شود و علاوه بر رد اصل مال، به مجازات سه ماه تا دو سال حبس و یا جریمه نقدی معادل دو برابر مال بدست آمده محکوم خواهد شد.

جرم بعدی نیز کلاهبرداری است. در این باره باید گفت که بر اساس ماده یک قانون، هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع بترساند و از این طریق مالی تحصیل کنند کلاهبردار محسوب می‌شود و علاوه بر رد اصل مال صاحبش به حبس از یک تا هفت سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم خواهد شد.

چه کسانی بیشتر مراجعه می‌کنند؟

یک کارشناس ارشد جامعه شناسی به مهر مشرق می گوید: معمولا زنان بیشتر از مردان به این افراد مراجعه می کنند. «منیره جمجاه » می افزاید:تحقیقات نشان می دهد که به لحاظ طبقاتی، طبقات پایین و طبقات مرفه جامعه، بیشتر به رمال‌ها و دعانویسان مراجعه می کنند و طبقه متوسط جامعه،کمتر! افراد با نگرش‌های سنتی نیز میزان مراجعه بالاتری دارند و افراد تحصیل نکرده و بیسواد نیز گرایش بیشتری به این پدیده نشان می دهند.

دلایل گرایش به رمالی ؟

 به گفته وی گرایش افراد به سحر، جادو، دعا، کف بینی و پیش گویی سرنوشت پیشینه ای تاریخی دارد؛. بازخوانی ذهن افرادی که متمایل به این موارد هستند، نشان می‌دهد که این افراد به برخی از اشیا و نیروها از این باب که بر سرنوشت آنها تاثیرگذارند، اعتقاد دارند. مثلا برخی اعتقاد به ارتباط با اجنه دارند و معتقدند اجنه در فرآیند شکل گیری آینده آنها، مسائل و مشکلات آنها و بیماری های آنها تاثیر گذارند و ارتباط با اجنه می تواند منجر به رفع برخی از این مشکلات و بیماری ها شود

وی ادامه میدهد: اینکه فرد اعتقاد به همراه داشتن فلان سنگ، دعا و ... دارد و آن را عاملی مثبت در زندگی خود که رفع کننده مشکلاتش است، تلقی می کند، ناشی از پدیده "جان پنداری" اشیا و نیز اعتقاد به نیروهای ماورایی است.

وی توضیح میدهد: این افراد هستند که تصورشان بر این است که دعانویس، رمال و کف بین می توانند زندگی آنها را تغییر دهند. وقتی در ذهن فرد، تقدیرگرایی حاکم شود و افراد خود را در شکل گیری فرآیند زندگی و فرآیند حرکتی آینده موثر ندانند، به این سمت گرایش پیدا می کنند.

وی تاکید می کند: دلیل دیگر این است که انسان ها به دلیل عدم دسترسی به همه متغیر ها در زندگی با شکست هایی رو به رو می شوند؛عدم توفیق در غلبه بر موانع سبب می شود افراد تصور کنند یک عامل بیرونی، عامل شکست آنان است؛ بنابراین برای رهایی از این شکست، سعی می کنند از لحاظ روانی نیز متوسل به یک عامل بیرونی شوند. از طرفی اعتقاد بیش از حد به اینکه عوامل مافوق طبیعی، چرخه زندگی انسان را می چرخاند نیز می تواند مسبب گرایش به رمال ها و دعانویسان شود.

وی می افزاید: این افراد اگر چه معتقد به نیروی لایزال الهی هستند، اما بر این اعتقادند که برای رسیدن به نقطه لایزال، باید واسطه داشته باشند که این اعتقاد سبب مراجعه آنان به دعانویسان می شود. وجه اشتراک همه این افراد این است که علت و معلول ها را در دل خود اجتماع نمی بینند و در قدرت های مافوق طبیعی می یابند.از طرفی  ناامیدی و استیصال، دلیل اصلی گرایش افراد به این پدیده است؛ اینکه افراد وقتی از همه عوامل دیگر مستاصل می‌شوند، به رمال و دعانویس مراجعه می‌کنند.بنابراین گرایش  افراد جامعه ما به دعانویسان و رمالان، بیش از همه نشان از یک جامعه تقدیر گرا، مستاصل و ناامید است.

آسیب اجتماعی

به عقیده وی آسیب اجتماعیِ مراجعه به رمال‌ها و دعانویسان و اعتقاد به خرافات عاملی برای از هم پاشیده شدن زندگی زناشویی است دیدگاه جامعه شناسی افرادی که سراغ رمالی و فالگیری می‌روند، دسترسی به اطلاعات صحیح نداشته و با وعده‌های پوچ این افراد خود را دلخوش می‌کنند.

به گفته وی به طور کلی افرادی که زمینه دینی و مذهبی دارند اما اطلاعاتشان پایین است بیشترین قربانیان این تبهکاران هستند.

وی در ادامه صحبت هایش بیان می کند: زنانی که براساس آمارها، بیشترین مشتریان رمالان، فالگیران و دعانویس‌ها هستند، چنین شرایطی دارند. نکته‌ای که نباید فراموش کرد زمینه و باور خانوادگی در بروز پدیده رمالی و فالگیری است. جالب آنکه این باور سبب می‌شود حتی افرادی با مدارج علمی بالا و حتی موقعیت‌های خاص اجتماعی، خود را بازیچه رمالان و فالگیران کنند.

وی می افزاید: در برخی موارد نیز تبلیغات اطرافیان و دوستان و کسانی که حتی بدون تأثیر نسخه رمالان به هدفشان رسیده‌اند با ربط مسائل به یکدیگر، فرد را در هر موقعیتی به سمت این افراد شیاد سوق می‌دهند.به عقیده من اگر رسانه‌ها، کارگزاران و مسئولانی که کارهای فرهنگی و مذهبی می‌کنند سعی کنند اطلاعات و شناخت صحیح در اختیار مردم بگذارند، آمار کلاهبرداری این قشر از جامعه تا حدود زیادی کاهش می‌یابد.

« منیره جمجاه » توضیح می دهد:در جوامع مدرن مردم سعی می‌کنند براساس علم و آگاهی با مسائل مختلف برخورد کنند این در حالی است که نگاه جامعه سنتی غیر از این است و براساس باورهای قدیمی، فالگیری را مرجعی درست و کامل برای حل مشکلات خود می‌دانند. در واقع می‌توان گفت ورود به رمالی و فالگیری مربوط به جوامع سنتی و در حال‌گذار است که عقل‌گرایی در آن نمود پیدا نکرده است. وقتی کاری بر پایه تعقل نباشد، کنش هم عقلانی نیست. تأکید می‌کنم وقتی شناخت وجود ندارد، افراد به دنبال راه‌های جایگزین مانند رمالی و فالگیری می‌روند.

 راهکار مقابله

 وی می گوید: ما برای ریشه کن کردن معضل خرافه پرستی و رمالی باید در درجه اول فرهنگ عمومی را از طریق برنامه‌های صدا و سیما ورسانه‌های مختلف گروهی ارتقا دهیم. پس از آن سعی کنیم راهکاری برای معضل بیکاری پیدا کنیم و بتدریج با رفع یا کنترل این مشکل، خرافه‌هایی مانند رمالی و فالگیری را به حداقل برسانیم.

 به عقیده وی مراجعه به رمال و دعانویس و پیامدهای ناشی از آن، تنها به سطح خانواده محدود نمی شود و تاثیرات زیادی را بر کل جامعه خواهد گذاشت و در صورت عدم آگاهی رسانی درست در این زمینه، جامعه به مرحله ای خواهد رسید که شکست ها و موفقیت های خود را به جای اتکا بر تلاش و سازندگی و تاثیرگذاری ارادی بر سرنوشت، به عوامل ماورایی نسبت می دهد که این امر سر آغاز انفعال اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه و در جا زدن در شکست های مختلف خواهد بود.

وی ادامه میدهد:در مبحث جامعه شناسی سیاسی گفته می شود برآیند فکری تمامی مردم است که حاکمیت را شکل می دهد؛ بنابراین خرافه‌گرایی را نباید امری خلاصه شده در درون خانواده ها ارزیابی کرد؛چرا که به تدریج در سطح کلان جامعه نیز تاثیرات سوء به مراتب قدرتمندتر از آن را خواهیم دید.

وی تاکید می کند: از طرفی مراجعه به رمال ها و دعانویسان، از آنجایی که مبنای آن درست نیست،سبب ایجاد یک امیدواری کاذب و نه واقعی برای افراد خواهد بود که در صورت عدم تحقق خواسته ها و مطالبات این افراد در فضای واقعی، آنان را به یک نوع سرخوردگی و یاس و ناامیدی بیشتر از قبل سوق خواهد داد؛ چرا که فرد در درون خود امیدوار می شود و سطح انتظاراتش بالا می رود، اما ابزارهای بیرونی برای تحقق خواست های او ممکن است فراهم نباشد که این امر بسیار آسیب‌رسان است.

 

 

دیدگاه شما

http://ommatevahed.com/